جمعی از شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فرهنگیان، روزنامهنگاران و استادان دانشگاه نسبت به نامگذاری بخش افغانستان در بیبیسی به «BBC Dari» و استفاده رسمی از این عنوان برای محتوای افغانستان اعتراض کردهاند. آنان در نامهای سرگشاده به بیبیسی تأکید کردهاند که زبان فارسی یک زبان واحد تاریخی، فرهنگی و تمدنی است که در افغانستان، ایران و دیگر مناطق فارسیزبان با همین نام شناخته میشود. به گفته نویسندگان این نامه، کاربرد انحصاری عنوان «دری» و جدا کردن آن از فارسی؛ نه ریشه زبانشناختی دارد و نه بازتابدهنده واقعیت تاریخی افغانستان؛ بلکه محصول سیاستهای قومی و تبعیضآمیز چند دهه اخیر در این کشور است؛ سیاستهایی که امروز توسط طالبان با شدت بیشتری دنبال میشوند. با این حال، بیبیسی در پاسخ میگوید: "زبان دری بهعنوان گویشی افغانی زبان فارسی، در کنار پشتو، یکی از دو زبان رسمی افغانستان است."
در این نامه اعتراضی آمده است که انتخاب عنوان «BBC Dariچه آگاهانه و چه ناآگاهانه، میتواند به عنوان همسویی یک رسانه معتبر جهانی با سیاستهای حذف هویتی و زبانی طالبان تلقی شود. این اقدام برای میلیونها فارسیزبان در افغانستان نگرانکننده و دردناک است و با اصول بیطرفی، عدم تبعیض و معیارهای حرفهای بیبیسی در تضاد آشکار قرار دارد.
نویسندگان این نامه گفتهاند: "ما تأکید میکنیم که بیبیسی، براساس منشور سردبیری خود و اسناد معتبر حقوق بینالملل، موظف به رعایت بیطرفی زبانشناختی و پرهیز از ورود به مناقشات هویتی و قومی است. نامگذاری کنونی عملاً یکی از طرفهای این مناقشه را تقویت میکند و اصل بیطرفی رسانهای را نقض میسازد."
نویسندگان این نامه از بیبیسی خواهان بازنگری در عنوان «BBC Dari» و جایگزینی آن با نامی بیطرف، جامع و علمی مانند «بیبیسی فارسیدری» شدهاند. همچنین خواستار بهرهگیری از نظر کارشناسان مستقل زبانشناسی و مردمشناسی، رعایت حساسیتهای قومی و هویّت فرهنگی فارسیزبانان افغانستان و اعلام فاصله روشن و عملی از سیاستهای قومی و زبانی طالبان شدهاند. آنان این موضع را در دفاع از حقوق زبانی، هویتی و فرهنگی میلیونها شهروند افغانستان و برای حفظ اعتبار حرفهای بیبیسی اعلام کردهاند. نویسندگان تأکید کردهاند که در صورت بیتوجهی به این خواسته مشروع، حق پیگیری موضوع از مجاری قانونی و نهادهای ناظر بینالمللی برای امضاکنندگان نامه محفوظ خواهد ماند.
سید عارف عارف، استاد سابق بخش فارسی دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل و یکی از امضاکنندگان این نامه، میگوید: "در بیبیسی، مدیرانی که پخش پشتو را مدیریت میکنند، روحیه فاشیستی و تعصب را در اینجا اعمال میکنند و همیشه بحث فارسی و دری را مطرح میکنند."
این استاد دانشگاه میافزاید: "از نظر زبانشناسی و تحقیقات علمی انجام شده، همه شواهد نشان میدهد که «دری» صفتی بر زبان فارسی است. باید با برگزاری سمینارهای علمی و تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان در این حوزه، و ارائه نتایج پژوهشها به جوامع و مخاطبان مربوط، این واقعیت را تبیین کرد. حرکتهای اعتراضی مفید است، اما به تنهایی نتیجهبخش به نظر نمیرسد و بهترین راه، انجام تحقیقات علمی است. سلطه و قدرت، تأثیر خود را در گسترش زبان دارد و فاشیسم قومی با اجرای برنامههایش طی ۱۰۰ سال، با روحیه فرهنگستیزی در تمام دستگاهها نفوذ کرده است."
سرو رسا رفیعزاده، پژوهشگر ادبی و یکی از امضاکنندگان نامه، میگوید که این نامه تنها یک واکنش احساسی نیست، بلکه ریشه در دغدغههای عمیق هویتی، زبانشناختی و سیاسی دارد. او میافزاید که از نظر علمی، «فارسی» و «دری» دو زبان مجزا نیستند. به گفته او، جدا کردن این دو نام در سطح یک رسانه بینالمللی مانند بیبیسی، از دیدگاه استادان دانشگاه، نوعی انشقاق زبانی تلقی میشود. او تصریح میکند: "ما معتقدیم که تقلیل نام زبان به «دری» به تنهایی، پیوند فرهنگی مردم افغانستان با میراث مشترک ادبی (مانند آثار مولانا، حافظ و سعدی) را سست میکند. آنها نمیخواهند زبانشان به یک «گویش محلی» محدود شود، بلکه بر هویّت آن بهعنوان بخشی از یک کلانزبان تمدنی تأکید دارند."
بانو رفیعزاده میگوید: "در دهههای اخیر در افغانستان، نام زبان همواره ابزاری برای سیاستهای قومی بوده است. ما بر این باوریم که اصرار بر واژه «دری» (بدون فارسی) در سالهای اخیر، تلاشی برای هویتزدایی و ایجاد فاصله میان فارسیزبانان منطقه بوده است. از این نگاه، همراهی بیبیسی با این نامگذاری، ناخواسته به معنای تأیید سیاستهای حذفگرایانهای است که اکنون توسط گروههای تندرو، مانند طالبان، با شدت بیشتری دنبال میشود."
به گفته او، بیبیسی بهعنوان یک نهاد رسانهای ادعای بیطرفی دارد، اما ورود به مناقشهای که یک طرف آن طالبان بهدنبال جداسازی زبانی است، این بیطرفی را زیر سئوال میبرد. او میافزاید: "حرف ما این است که وقتی اکثریت مطلق نویسندگان، شاعران و استادان یک کشور از یک ترمینولوژی مشخص (فارسیدری) استفاده میکنند، رسانه موظف است به انتخاب صاحبان اصلی آن زبان احترام بگذارد. نادیده گرفتن این خواست جمعی، نوعی «استعمار زبانی» یا تحمیل نام از بیرون تلقی میشود."
این پروژهشگر ادبی میافزاید: "زبان فارسی در سطح جهان با نام Persian شناخته میشود. وقتی بخش افغانستان بیبیسی خود را صرفاً Dari معرفی میکند، عملاً محتوای تولید شده توسط نخبگان افغانستان را از چرخه جهانی زبان فارسی خارج میکند. بنابراین، نامه ارسالی ما، تلاشی است برای جلوگیری از انزوای فرهنگی افغانستان. نخبگان فرهنگی افغانستان نمیخواهند دیوار میان کابل، دوشنبه و تهران بلندتر شود؛ بلکه میخواهند افغانستان همچنان بهعنوان یکی از قطبهای اصلی و اصیل زبان فارسی در جهان شناخته شود"» او تأکید میورزد: "به نظر من این نامه در واقع یک «مانفیست فرهنگی» است که میگوید: نام زبان ما، حق ماست. ما اجازه نمیدهیم مرزهای سیاسی، مرزهای زبان و اندیشه ما را تکهتکه کنند. نام «فارسی دری» هم اصالت تاریخی ما را حفظ میکند و هم تمایز جغرافیایی ما را محترم میشمارد."
بانو رفیع زاده میگوید که این بیانیه فریاد خِرد جمعی جامعه است که نمیخواهد میراث تمدنیاش قربانی سوءتفاهمهای اداری یا فشارهای سیاسی شود. او میافزاید: "توجیه این حرکت ساده است: ما بهدنبال نامی هستیم که هم جامعیّت علمی داشته باشد و هم پیوند دهنده باشد، نه جداکننده. این تلاشی است هوشمندانه برای حفظ احترام به ویژگیهای بومی افغانستان؛ در عین پیوند با ریشههای کهن فارسی."
داوود عرفان، پژوهشگر و یکی دیگر از امضاکنندگان میگوید که این نامهی اعتراضی توسط استادان دانشگاه، شاعران، نویسندگان، فعالان فرهنگی و رسانهای، مدافعان حقوق بشر، فعالان زن، صاحبان برخی رسانهها، ناشران کتاب و سایر افرادی که به نوعی با مسئله زبان سر و کار دارند، تهیه شده است. به گفته او، هدف نویسندگان این است که رسانههای بینالمللی در شرایطی که یک موضوع، مورد توافق جمعی مردم افغانستان نیست، نباید طرف خاصی را بگیرند؛ بهویژه طرف رژیم آپارتاید فرهنگی که طالبان از آن حمایت میکنند. او تصریح میکند دری خواندن زبان فارسی در افغانستان که براساس تمامی مستندات ادبی، علمی و تاریخی، فارسی خوانده میشده، ناشی از سیاستهای قومی در افغانستان بوده و هدف آن قطع ارتباط فارسیزبانان این کشور با سایر همزبانانشان در جهان است.
آقای عرفان میافزاید که رسانههای بینالمللی نباید همسو با سیاستهای محو فرهنگی و آپارتاید فرهنگی طالبان عمل کنند. او میگوید که این اعتراض براساس منشور بیبیسی، قوانین داخلی انگلستان، قوانین اتحادیه اروپا، عضویت انگلستان در معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی که این کشور پذیرفته و همچنین اصول اخلاق رسانهای استوار است. به گفته او، مستندات تاریخی و حقوقی نشان میدهند که رسانهها مانند بیبیسی و سایر رسانهها باید در مواجهه با دو طیف موجود در افغانستان که اختلافات جدی دارند، بیطرفی خود را حفظ کنند.
نبی ساقی، پژوهشگر و یکی دیگر از امضاکنندگان این نامه، میگوید: "اگر پاسخ بیبیسی این باشد که هدف ما دسترسی بیشتر مخاطب است، مخاطب فارسیزبان میتواند به بخش فارسی دسترسی داشته باشد؛ مخاطب پشتو زبان نیز طبیعتاً وبسایت جداگانهای در بیبیسی دارد. اگر استدلال قانون اساسی مطرح شود، اولاً در حال حاضر قانونی وجود ندارد و ثانیاً در همان زمان نیز تمامی فرهنگیان فارسیزبان افغانستان با آن ماده قانون اساسی مخالف بودند. از طرف دیگر، این ماده در لویه جرگه تصویب نشده و توسط حامد کرزی به صورت جعلی در قانون آورده شده است. " او همچنین اضافه میکند: "به نظر من، بیبیسی میتواند نام این بخش خود را بیبیسی افغانستان بگذارد، مشابه افغانستان اینترنشنال، و از جنجال عبور کند."
پاسخ بیبیسی
بیبیسی در پاسخ به پرسش مطرح شده درباره این نامه اعتراضی میگوید: "در کنار زبان پشتو، دری یکی از دو زبان رسمی افغانستان است که در قانون اساسی این کشور تعریف شده و از سوی سازمان ملل متحد نیز به همین عنوان شناخته میشود. بخش افغانستان بیبیسی از سال ۲۰۰۳، زمانی که رادیوی بیبیسی دری برای نخستینبار راهاندازی شد، به نشر محتوا به زبان دری پرداخته و از سوی مخاطبانش با نام رادیوی دری بیبیسی شناخته میشود. تا اواخر سال ۲۰۲۵، محتوای ویژه مخاطبان افغانستان در وبسایت بیبیسی نیوز فارسی و در بخش افغانستان منتشر میشد. اکنون وبسایت اختصاصی بیبیسی نیوز دری بخش جهانی بیبیسی در کنار وبسایت بیبیسی نیوز پشتو، به مخاطبان افغانستان خدمات ارائه میکند تا سرویسی در دسترستر و برجستهتر، متناسب با نیاز این مخاطبان فراهم شود و پوشش خبری بیبیسی برای مخاطبان افغانستان و سراسر جهان بیش از پیش همسو گردد."
بیبیسی همچنین میگوید: "زبان دری بهعنوان گویش افغانی زبان فارسی و در کنار پشتو، یکی از دو زبان رسمی افغانستان است."
این اعتراض در حالی صورت میگیرد که پیشتر تعدادی از فعالان حقوق بشر، فرهنگیان و کنشگران مدنی افغانستان نسبت به سیاست طالبان در حذف و سرکوب زبان فارسی هشدار داده و آن را «آپارتاید زبانی» خوانده بودند. آنان نیز در نامهای سرگشاده به شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام کردهاند که پس از تسلط دوباره طالبان، سیاستهای سازمانیافتهای برای «تضعیف زبان فارسی دری و تحمیل زبان پشتو» اجرا شده است.
براساس این نامه، طالبان در حوزههای مختلف از جمله آموزشی، اداری، رسانهای، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تلاش کردهاند زبان پشتو را جایگزین زبان فارسی کنند. در این نامه آمده است که ادامه این اقدامات میتواند به نابودی ساختاری زبان فارسی و هویت فرهنگی هزاران ساله مردم افغانستان منجر شود. نویسندگان از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستهاند تحقیقات مستقل خود را در مورد آپارتاید زبانی علیه فارسی آغاز کند. آنان همچنین تأکید کردهاند که سیاستهای سرکوبگرانه باید متوقف شود و اقدامات اصلاحی لازم برای تضمین حقوق فرهنگی و زبانی مردم افغانستان اجرا شود.
به تازگی تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد طالبان برخی تابلوهای شهری در کابل را برداشته، جای کلمات را تغییر داده و واژههای پشتو را جایگزین فارسی کردهاند و حتی نامهای خاص را ترجمه کردهاند. در یکی از این تغییرات دیده میشود که «شهر نو کابل» به «نوی شار» و «باغ داود» به «داوود بن» تغییر یافته است، اقدامی که واکنش تعدادی از شهروندان را برانگیخته است. همچنین این گروه به تازگی تابلوهای فارسی و ازبکی دانشگاه سمنگان را نیز حذف کردهاند.
بیبیسی با وجود انتقادهای گسترده فارسیزبانان افغانستان، بهویژه اعتراض شماری از چهرههای مطرح فرهنگی و زبانی، تا کنون واکنشی نشان نداده و به پرسشهای مطرحشده از سوی معترضان درباره این نامگذاری پاسخی ارائه نکرده است.
پیشتر، برخی شاعران و نویسندگان مطرح افغانستان در واکنش به این نامگذاری، بیبیسی را به چالش کشیدهاند. کاظم کاظمی، از شاعران و نویسندگان مشهور افغانستان، با اشاره به آثار بیتهای سنایی غزنی و جمالالدین اصفهانی، پرسیده است که چه کسی میتواند فارسی بودن یا دری بودن این اشعار را تفکیک کند.
لینک:
https://8am.media/fa/bbc-dari-afghan-persian-speakers-demand-name-change-and-preservation-of-bbcs-neutrality
نظر شما